غسل جمعه

و ورد أن من يواظب على غسل الجمعة، لا يفنى جسده، كرامة من الله تعالى له.

 هر كس كه بر غسل جمعه مداومت داشته باشد ، بدنش درون قبر پوسيده نخواهد شد

 [الصحيح من سيره النبي الاعظم جلد 33 صفحه 89]

 داستانك :

 مجروح که شد ، به اسارت دشمن در آمد و همانجا به شهادت رسید. بعثي ها او را دفن کردند و شانزده سال بعد ، هنگام تبادل جنازه ی شهدا با اجساد عراقی ، جنازه محمد رضا شفیعی و دیگر شهدای دفن شده رو بیرون می‌آورند تا به گروه تفحص شهدا تحویل دهند. اما جنازه محمد رضا سالم مانده ، سالمِ سالم...

 صدام گفته بود این جنازه اینطور نباید تحویل ایرانی‌ها داده بشه. اونو سه ‌ماه زیر آفتاب سوزان گذاشتند ، اما تفاوتی نکرد. ، رو پیکرش آهک ‌و اسيد پاشیدند ولی باز هم بی‌تأثیر بود..

 مادرش و یکی از همرزم هاش که همیشه باهاش بود و کامل می شناختش می گفت می دونین برا چی جنازه ش سالم موند؟

 گفت راز سالم موندن جنازه ي شهيد محمد رضا شفيعي چند چیزه:

 ـ اهتمام جدی به نماز شب داشت

 ـ دائماً با وضو بود و مداومت بر غسل جمعه داشت

 ـ هیچوقت زیارت عاشورایش هم ترک نمی‌شد

 ـ هر وقت براي امام حسین(عليه السلام)گریه می‌کرد ، اشک‌هايش رو به بدنش می‌مالید

 مادرش هم میگفت: به امام زمان (عجل الله فرجه) ارادت خاصّی داشت و هر وقت به قم می‌اومد ، رفتن به جمکران را ترک نمی‌کرد   [نقل از کتاب قصه ستاره ها و ساکنان ملک اعظم/ جلد2/ صفحه 76 ]

 حالا پیکر پاک او در گلزار شهدای قم آرام گرفته، روی سنگ قبرش نوشته شده است: «شهید راه اسلام، پاسدار شهید محمدرضا شفیعی فرزند حسین که در سن 19 سالگی در تاریخ 4/10/1365 در خاک عراق در حین اسارت به درجه رفیع شهادت نایل و پس از 16 سال مفقودیت در تاریخ 14/5/1381 پیکر پاکش به خاک سپرده شد. قطعه 7 ردیف 14 شماره 1»